تعريفي كه از بيمارستان شنيده و خواندهايم خيلي متفاوتتر از چيزي است كه ميبينيم. »بيمارستان را به ستون فقرات تشبيه كردهاند كه مسيرهاي رفت و آمد از يک هسته مرکزي به شکل شعاعها خارج شوند و درمان بيماران از سوي پزشکان، جراحان، پرستاران، متخصصان و ديگر افراد انجام ميگيرد.« البته شكل بيمارستان دردي از دردهاي مردم دوا نميكند و فقط سازماندهي مناسب براي بخشهاي مختلف بيمارستان است. شكل كه درست باشد. برخورد درست با بيمار و همراه، پاكيزه بودن محيط بيمارستان، رسيدگي سريع به بيمار و... ميتواند مهمترين گزينهها براي يك بيمارستان خوب باشد. وارد بيمارستان كه ميشوي، اولين تابلويي كه چشمت به آن ميافتد تابلوي اورژانس است. اورژانسها معمولا ساختماني جدا از ساختمان اصلي بيمارستان قرار دارند. نكته قابل توجه اينجاست بيماراني كه حال مساعدي ندارند براي دسترسي بهتر و سريعتر به خدمات پزشكي ميتوانند به اورژانس مراجعه كنند تا در اتاق احيا كه از مهمترين بخشهاي اورژانس به حساب ميآيد مورد مراقبت قرار گيرند. و بعد از اينكه حال بيمار بهگونهاي مساعد شد آن را به بخش منتقل كنند.
متاسفانه در بيمارستانهاي كرمانشاه اين مراقبتهاي ويژه به شكل استاندارد ديده نميشود. ميتوانيم در اينجا اورژانس را اينگونه تعريف كنيم. بسيار اتفاق افتاده است كه پزشكي در حال احياي بيمار، تلفن همراهاش زنگ ميخورد با آرامش كامل گوشي را جواب ميدهد و بقيه راه را به دانشجوها ميسپارد. بعد از آن هم دانشجو دستگاه الكتروشوك را در دست ميگيرد و شوكي در چهرهاش به وجود ميآيد كه با هول شدنش چند دقيقهاي را فقط به بيمار نگاه ميكند. تا اينكه همراه بيمار با جيغ كشيدن و داد و هوار به دانشجوي كارآموز ميفهماند كه پدر، مادر يا فرزندش دارد از دست ميرود. آنموقع دانشجوي تازه كار، به خودش ميآيد و با چشماني باز و خيره به بيمار متوجه رنگپريدگي، لبهاي سفيد و جسم نيمهجان و سرد مريض ميشود. حالا ممكن است آن دانشجو همتي كند و با دستان لرزان اولين بيمارش را احيا كند و يا كاري از دستش برنيايد و در نهايت، جسم بيجاني راهي سردخانهاي كند كه در گوشهاي از بيمارستان است. اين مورد فقط يكي از مواردي است كه به آن اشاره كرديم.
زماني كه از مردم پرسيده ميشود كدام بيمارستان مناسب است؟ ميگويند خدا كند دشمن انسان هم راهش به بيمارستان نيفتد. اين جمله دو تعبير دارد. يكي از درد و رنج بيماري و ديگري از خود بيمارستان و مسئولين آنجاست، متاسفانه از هركسي كه اين سئوال را پرسيدهايم ميگويد درد بيماري به كنار، دردسرهايش آدم را از پا درميآورد.
برچسب:
نویسنده: آریا رضاپور