خرید بک لینک

***

بيشترين مقصران بيكاري نهاد‌ها هستند

بيكاري‌ جوانان، تاثيرات بدي از لحاظ جامعه‌شناسي بر پيكره‌ي استان، وارد كرده است. يك مدرس جامعه‌شناسي دانشگاه، در رابطه با اينكه بيكاري چه تاثيراتي مي‌تواند بر روي جامعه داشته باشد گفت: بيكاري يكي از پديده‌هاي اجتماعي است. بحث اعتيادي كه در راستاي بيكاري مطرح است. مثلثي تحت عنوان اعتياد، فقر و بيكاري تشكيل مي‌دهد. بين سه ضلع اين مثلث رابطه‌اي ديالكتيك برقرار است كه زمينه سنتزي را فراهم مي‌كند.

علي‌اكبر ده‌حقي در پاسخ به اين سئوال كه آيا مي‌توان اعتياد را در شهر كرمانشاه به آمار بالاي بيكاري ربط داد، افزود: به ديدگاه بنده و از ديد نظريه‌هاي جامعه‌شناسي »1. رويكرد ساختاري 2. رويكرد تضادي 3. رويكرد كنش متقابل نمادين« به ضرس قاطع اعلام مي‌كنم بيكاري رابطه‌اي مستقيم با اعتياد ندارد. اما عوامل علمي در رابطه با اين موضوع دخالت دارد. در رويكرد ساختاري و كاركردي، ‌كاركرد‌گرايان ادعا دارند سوء‌مصرف مواد مخدر واكنشي است. يعني به تضعيف همگرايي اجتماعي مي‌پردازد. از نظر كاركرد‌گرايان هر چه جامعه پيچيده‌تر باشد و تحولات اجتماعي با سرعت بيشتري روي دهد هنجار‌‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي مبهم مي‌شود‌ درنتيجه بي‌هنجاري و هنجار‌شكني‌هايي كه در جامعه مي‌بينيم به وجود مي‌آيد.

ده‌حقي ‌نگرش خود را در ارتباط با پديده‌ اجتماعي »بيکاري- اعتياد« از تلفيق نظريه ساختي و کنش متقابل نمادين آسيب‌شناسي اينگونه بيان كرد و ادامه داد: كنش متقابل نمادين نظريه‌اي است كه بر اهميت ارتباطات نمادين يعني ژست‌ها و مهم‌تر از همه زبان در رشد فرد، گروه و جامعه تاكيد مي‌كند. اين نظريه بيان مي‌کند كه رفتار اجتماعي ما به نقش‌ها و پايگاه‌هايي كه مورد پذيرش ماست، بستگي دارد. همچنين رفتار اجتماعي ما، بنابر گروهي كه بدان تعلق داريم و نهادهايي كه در آن ايفاي وظيفه مي‌كنيم شكل مي‌گيرد. نماد »symbol‌« ‌يك معني يا واقعه‌اي است كه معنايش را از ماهيت چيزي كه‌ بدان متصل است نمي‌گيرد؛ بلكه معناي نماد توسط توافق مردمي كه در ارتباطات خود از آن استفاده مي‌كنند، حاصل مي‌شود؛ براي مثال لغاتي مثل »كتاب« نماد هستند.

وي گفت: طرفداران نظريه كنش متقابل نمادين استدلال مي‌كنند كه عملا همه كنش‌هاي متقابل ميان افراد انساني متضمن تبادل نمادها است. هنگامي كه ما در كنش متقابل با ديگران قرار مي‌گيريم دائما در جستجوي »سرنخ‌هايي« هستيم براي اين‌ ‌كه چه نوع رفتاري در آن زمينه مناسب است و چگونه آن‌چه را كه منظور ديگران است تعبير كنيم. كنش متقابل نمادين توجه ما را به جزئيات كنش متقابل بين افراد جلب مي‌كند و اين‌كه چگونه از آن جزئيات براي فهميدن آن‌چه ديگران مي‌گويند و انجام مي‌دهند استفاده مي‌شود؛ براي مثال دو جوان وقتي براي نخستين بار يكديگر را ملاقات مي‌كنند هر يك ممكن است وقت قابل ملاحظه‌اي را صرف برانداز كردن يكديگر كنند و ارزيابي اين كه اگر رابطه متقابل برقرار شود احتمالا چگونه خواهد بود، هيچ يك نمي‌خواهند ديده شوند. اين ارزيابي را خيلي آشكار انجام مي‌دهند اگر چه هر دو مي‌دانند كه اين كار صورت مي‌گيرد.

وي معناي كنش‌ متقابل را اينگونه بيان كرد و افزود:‌ كنش‌ متقابل يعني افراد در ارتباط با يكديگر عمل مي‌كنند و موجب ساختن عمل يكديگر مي‌گردند. كنش متقابل صرفا به منزله تاثير‌پذيري از ديگران نيست، بلكه تاثير و تاثر متقابل در جريان زمان و موقعيت‌هاي گوناگون است. در اين صورت يك عمل متحول در حال تغيير مطرح است. نه عمل ساده‌اي كه در شرايط محيطي خاصي تحقق پذيرد. در اين حالت همنوايي پيوسته ‌و با رضايت يکديگر ادامه خواهد داشت.

ده‌حقي ادامه داد: بررسي‌ها نشان داده، بحث اعتياد بيشتر در دوران كودكي زمينه‌اش فراهم شده‌است. يعني عوامل موثر را بايد در ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي جستجو كرد. در بعد فردي تربيت‌، عدم موفقيت‌، عدم جامعه‌پذيري فرد و... با موضوع دخالت دارد. يعني تبيين جامعه‌شناسي انحراف ما چنين مي‌گويد كه وقتي فرد اجتماعي نشده‌است، زمينه انحراف براي او فراهم است و مطمئنن اتفاقات بدي رخ مي‌دهد. بايد بدانيم اين انحراف را از چه كسي آموخته؟ ‌در نهادي به‌نام آموزش و پرورش به آموزش توجه مي‌كنند. اما توجهي به پرورش نمي‌شود. در واقع براي اجتماعي‌نشدن فرد حلقه مفقوده وجود دارد كه پاي نهادي مهم به‌نام آموزش و پرورش در ميان است. در عصر جديد نهاد خانواده زياد موثر نيست به‌خاطر اينكه خانواده‌ها بچه‌هاي خود را از دوران مهد‌كودك به نظام آموزشي مي‌سپارند.

وي بعد خانوادگي و اجتماعي را اينگونه بيان كرد: ‌مشكلات و از هم گسيختگي در خانواده‌ها وجود دارد. ممكن است پدر و مادر هميشه در تنش باشند كه يقينا اثر منفي در فرزند مي‌گذارد. يا اينكه پدر اعتياد داشته باشد. يا فرزند طلاق باشند اين‌ها عوامل متعددي هستند كه خانواده‌ها در آن دخالت دارند و در بعد اجتماعي هم اگر هم‌نوايي بين بعد فردي، خانوادگي و اجتماعي ايجاد نشود. نهايتا زحمات خانواده، جامعه، نظام آموزش و پرورش بدون نتيجه مي‌ماند.

اين استاد جامعه‌شناسي افزود: ‌پژوهشي که ‌در سال 87 از کرمانشاه گرفته شده‌است؛ 83 درصد مصرف‌کنندگان در شروع مصرف، بيکار نبوده‌اند. تحقيقات ديگر هم نشان مي‌دهد که بيکاري با نداشتن شغل زياد ارتباطي به شروع اعتياد ندارد و اکثر مصرف‌کنندگان شروع موادشان در دوره دبيرستان و سربازي بوده است. اما رابطه‌ي جدي بين مصرف مواد و داشتن وقت زياد و نبود فعاليت در اوقات‌فراغت وجود دارد. موضوعي مهم كه بايد مورد بررسي قرار گيرد و نهاد‌هاي اجتماعي به آن توجه داشته باشند برخوردي كه با موضوع بيكاري و اعتياد مي‌كنند بايد يك برخورد علمي، درست و دقيق باشد. اگر اينگونه نباشد در نتيجه هر روز به قربانيان ما افزوده مي‌شود.

ده‌حقي با اشاره به اينكه در چنين وضعيتي وظيفه‌ي جامعه‌‌اي كه اين همه بيكار دارد چه هست گفت: متاسفانه در استان ما فرهنگ اداري پروري را پرورش داده‌اند. بايد نگاهمان را در اشتغال عوض كنيم. همه ما واقف بر اين موضوع هستيم كه كرمانشاه بالاترين نرخ بيكاري را در كشور دارد. جوانان درس خوانده زيادي داريم. اما آموزش‌‌ها بيشتر به‌صورت تئوريك بوده و تخصصي در پس آن وجود نداشته، از طرفي خانواده‌ها دخالت چنداني در موضوع اشتغال ندارند و اين نهاد‌ها هستند كه بيشترين تقصير را در بيكاري جوانان دارند. اكنون وظيفه نهادها است كه با هماهنگي و هم‌صدايي و با اراده‌اي قوي براي معضل بيكاري چاره‌جويي كنند.

***

سر‌مقاله‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها، مصاحبه‌ها و گزارش‌هاي بي‌شماري در چند سال اخير در رابطه با بيكاري كرمانشاه نوشته شده‌ است. اما متاسفانه هيچ تغييري ايجاد نشده و اوضاع روز به روز بد و بدتر مي‌شود. تقريبا هفته‌ي پيش يك نسخه نشريه براي يكي از دوستانم در دانشگاه بردم خانم ميانسالي با ديدن روزنامه به سمت من آمد و گفت: دختر جان، پسرم سه سالي هست كه كارشناسي ارشدش را گرفته. اما متاسفانه به هر دري مي‌زنيم بي‌فايده است. به او گفتم چه كاري مي‌توانم براي شما انجام دهم؟ بعد گفت: در نشريه شما كاري هست؟ بدون هيچ مكثي به او گفتم: كار فرهنگي نان و آب ندارد، جز زحمت و از جيب خرج‌كردن نمي‌توان روي آن حسابي باز كرد. البته اين را هم بگويم لذت اينكه كسي نشريه را مطالعه كند به اندازه دنيايي برايمان ارزشمند است. بعد گفت: نه كاري مي‌خواهم كه بتواند دست زنش را بگيرد و زندگيش را شروع كند.‌ بعد از كلي حرف زدن خداحافظي كرديم. روي صندلي نشستم. نگاهي به اطراف انداختم، دانشگاه پر بود از پسر‌ها و دخترهاي دانشجويي كه چند ترم ديگر در شهر به دنبال كار مي‌گردند.‌ جواناني كه مسيرهاي زيادي براي انتخاب دارند. انتخاب‌هاي غلط و صحيح! اي كاش مسئولين و كساني كه مي‌توانند در خوشبختي اين شهر سهيم باشند ‌زودتر كاري براي شهر بيمارم انجام دهند.

پي‌نوشت: منتشر شده در روزنامه نقد‌حال- شماره 440- 1395/5/30

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 7:00

صفحه بندی